تبليغاتX
غروب عشق - دردودل خدا

غروب عشق

به نام آنکه ستاره ی پرنور راآفریدتاقلب عاشقان راروشنایی بخشد

HOMEPAGE

E-MAIL

 

خدایا با من قهری؟

 بنده ی من نماز شب بخوان که یازده رکعت است،خدایاخسته ام

نمیتوانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم.بنده ی من قبل از خواب این سه

رکعت را بخوان ،

خدایاسه رکعت زیاداست بنده ی من قبل ازخواب وضوبگیروروبه

 آسمان کن وبگو،خدایامن دررختخوابم واگر بلند شوم خواب ازسرم میپرد.

بنده ی منهمان جا که دراز کشیده ای تیمم کن وبگویاالله............

خدایاهواسرداست نمیتوانم دستانم رااززیرپتوبیرون آورم.بنده ی من دردلت

بگویاالله...

 مانمازشب رابرایت حساب میکنیم،بنده اعتنایی نمیکندومیخوابدخداوند

میگوید:ملائکه ی من ببینید من چقدر آسان گرفتم امابنده ی من خوابیده

است چیزی به اذان صبحنمانده است اورابیدار کنیددلم برایش تنگ شده

است امشب بامن حرف نزده.خداوندا دو باراورا بیدارکردیم ولی بازم

خوابید.ملائکه ی من درگوشش بگوییدپروردگارتمنتظرتوست.پروردگارا

 بازهم بیدار نمیشود.اذان صبح را میگویندهنگام طلوع آفتاباست،

ای بنده بیدار شو نماز صحبت قضا میشودخورشید ازمشرق سربرمی آورد،

خداوند رویش را بر میگرداندو میگوید:

ملائکه ی من آیاحق ندارم بااین بنده قهر کنم؟

 وای نه!...خدای مهربونم،بامن قهری؟!.....ولی باز هم خدا من را

می بخشد وباز هم.

 

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 15:42 توسط یگانه |