اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد پرستو از رو دست تو ، نغمه هاشوشروع می کرد اگه تو مال من بودی کلاغ به خونه ش می رسی مجنون به داد اون دل زردو دیوونه ش می رسید اگه تو مال من بودی همه خبردار می شدند ترانه های عاشقی، رو سرم آوار می شدند اگر تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدی پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم اگه تو مال من بودی اینقدر غریب نمی شدم من چی می خواستم از خدا، دیگه اگه پیشت بودم اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت می شد قصه ی عشق ما دو تا ، عبرت سر نوشت می شد اگه تو مال من بودی می بردمت یه جای دور یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور اگه تو مال من بودی،می ذاشتمت روی چشام بارون می خواستی می بارید،ابر سفید گریه هام اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت شمعی که پروانه داره اشک غم انگیز نمی ریخت اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت آدما دارا می شدند دنیا دیگه فقیر نداشت اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی پس میرم و میکشمت پیش خودم تو نقاشی "مریم حیدرزاده" 
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 18:19 توسط یگانه
|


عزیز من، ای عزیز رفته ام برگرد که بی تو در این غروب غم گرفته دلم هوای گریه دارد.
حالا که رفته ای و کنارم نیستی نمی دانم قصه ی تنهاییم را با که بگویم.
حالا دیگر بی تو بود و نبودم یک معنا می دهد.یادم هست روزی به من گفتی اگر فاصله ی
میانمان هزاران دریای خروشان و طوفان زده هم باشد پرنده می شوی و به سویم پر می زنی
که بی تو نمانم اما گویا فراموشت شده و خاطره ها را چون قاصدکی به دست باد سپرده ای.
برگرد که پنجره ی پر غبار دلم بار دیگر به روی شهر امید باز شودو خانه ی قلبم به بهشت رویا
تبدیل گردد. بهشتی که حوریانش حرف های عاشقانه ی تو غنچه هایش خنده های مستانه ی
تو و باده هایش نگاه چشمان زیبای تو باشد.
آری عزیز من بیا و ببین که هنوز چشم به راهت دارم تا برگردی.
+
نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 0:17 توسط یگانه
|
